Website logo
۱۴۰۵/۰۵/۲۸- ۱۲:۴۹ - View: ۲۳۷

اظهارات سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه در مستند «گزارش به مردم»

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان در آستانه هفته دولت، در مستندی از روزهای پر تلاطم دیپلماسی ایران در یک سال گذشته گزارشی را به مردم کشومان ارئه کردند اهم موارد مطرح شده توسط ایشان به شرح زیر میباشد

🔹سیاست خارجی ایران یک عمر مستمر است. ممکن است که هر دولتی با یک سری ابتکارات جدید و با یک سری گفت‌وگوهای متفاوت، کار را جلو ببرد. ولی سیاست خارجی ما یک سری اصول ثابت دارد که هر دولتی سعی می‌کند آن‌ها را به جلو ببرد. در دولت آقای دکتر پزشکیان اولویت بیشتری به همسایگان داده شد. ما در حقیقت تمام هدف‌مان را قرار دادیم که در محیط همسایگی و محیط پیرامونی ایران، اولاً صلح و آرامش برقرار باشد و بعد زمینه همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایجاد شود. شعاری که در حقیقت انتخاب کردیم و من در هر توییتی در مورد ملاقات با کشورهای همسایه می‌زدم و به عنوان هشتگ اضافه می‌کردم؛ این بود که «همسایگان ما و این اولویت ما هستند.»

🔹اولویت قرار دادن همسایگان، طبیعتاً الزاماتی هم به دنبال دارد. یکی از این الزامات، رفع هرگونه تنش در رابطه با هر یک از همسایگان است. گسترش روابط است.ایجاد کردن زمینه‌های جدید و ظرفیت‌های جدید در روابط است. به همین دلیل ما در کنار سیاست همسایگی، سیاست دیپلماسی استانی را هم شروع کردیم. چون ما بررسی کردیم؛ هر یک از استان‌های ما، در استان‌هایی که مرزی هستند و همجوار با کشورهای همسایه ما هستند، از ظرفیت‌های بسیار زیادی برخوردارند که تاکنون از آن‌ها غفلت شده است.

🔹دیپلماسی استانی را شروع کردیم. هرچه بیشتر به آن ورود کردیم، بیشتر متقاعد شدیم به اینکه این ظرفیت‌ها چقدر گسترده است و بعد اینکه استان‌هایی که همجوار مرز نیستند هم ظرفیت کار دیپلماسی استانی را با کشورهای دیگر و با استان‌های مشابه خودشان در کشورهای همجوار ما و محیط پیرامونی ما دارند. این دیپلماسی استانی اتفاقاً خیلی مورد استقبال واقع شد.یعنی اگر یکی از ویژگی‌های کاملاً جدید دولت آقای دکتر پزشکیان را بخواهم نام ببرم، همین دیپلماسی استانی است که خیلی‌ها در ابتدا متوجه نشدند و فکر کردند من سفرهای استانی می‌روم و یا کار تبلیغاتی می‌کنم. ولی به تدریج جا افتاد و همه متوجه شدند که دیپلماسی استانی اصلاً می‌تواند یکی از ارکان روابط ما و دیپلماسی ما با همسایگان باشد یعنی مکمل دیپلماسی همسایگی است، به خصوص در خود استان‌ها خیلی استقبال شد.  

🔹قبل از این جنگ چندین استاندار با من تماس داشتند و تقاضا داشتند که ما یک سفر به استان‌ها داشته باشم و کمک بکنیم به اینکه ظرفیت‌ها و ارتباطات استان با استان همجوار خودش یا با استان‌های دیگر در کشورهای اطراف برقرار شود. ظرفیت‌هایی را به من معرفی می‌کردند که واقعاً شگفت‌انگیز بود، که می‌تواند منجر به گسترش صادرات باشد، می‌تواند منجر به گسترش واردات کالاهایی باشد که الان با قیمت‌های بسیار زیادتری وارد کشور می‌شود.

🔹خیلی از مشکلات مرزی ما بین دو استان مرزی خیلی راحت‌تر حل می‌شود تا بین دو پایتخت. مثلاً فرض خواهیم کرد که در یکی از مرزهای ما با عراق، این بین دو استان همجوار خیلی سریع‌تر و راحت‌تر حل می‌شود تا بخواهد به پایتخت ها منتقل شود.ما همایش‌هایی را برای دیپلماسی استانی برگزار کردیم.  مثلاً در شمال شرق کشور یک همایش برگزار کردیم تحت عنوان دیپلماسی استانی در شهر مشهد. همه استان‌های همجوار ظرفیت‌هایشان، چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی، آمدند. سفرای ما در کشورهای همجوار آن استان، مثلاً در کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان، پاکستان، هند به مشهد آمدند وحتی مثلاً کشور عراق، با اینکه همجوار نیست با مشهد، ولی ما سالی حدود سه میلیون زائر شیعه عراقی داریم که از شهر مشهد زیارت می‌کنند. و خیلی جمع‌بندی‌های خوبی شد. این را در یک نقطه دیگر هم برگزار کردیم. دنبال مورد سومش که جنگ شد و به هر حال یک مقدار متوقف شد.ولی ما در اولین فرصت این دیپلماسی استانی را ان‌شاءالله احیا خواهیم کرد.

🔹دیپلماسی استانی یکی از ویژگی‌های مشخص دیپلماسی همسایگی دولت چهاردهم است. ما دیپلماسی استانی را نه برای زمان جنگ بلکه برای گسترش ارتباطات با کشورهای همسایه ایجاد کردیم ولی در زمان جنگ، برکت خود را نشان داد، چون خیلی از کانال‌ها ایجاد شده بود و رفت‌وآمدها ایجاد شده بود و ما در زمان جنگ نیاز داشتیم که بخشی از کالاهای مورد نیاز کشور از طریق کشورهای همجوار تأمین شود، به‌خصوص بعد از محاصره دریایی که توسط آمریکا به صورت غیرقانونی برقرار شد، ما به سمت مسیرهای زمینی و مسیرهای دیگری برای تأمین کالاهای مورد نیاز کشور روی آوردیم و در این زمینه موفق بودیم، چون استان‌های مرزی ما از قبل ارتباطات خودشان را با استان‌های همجوار ایجاد کرده بودند و مسیرها از قبل شناسایی شده بود و لذا خیلی این موضوع در زمان جنگ به ما کمک کرد که نیازهای کشور، حتی دقیقاً نیازهایی که در مناطق همجوار مرز وجود داشت، از طریق این ارتباطات تأمین شود.

🔹آقای دکتر پزشکیان به وحدت امت اسلامی، به وحدت کشورهای اسلامی اعتقاد قلبی دارند. من در ملاقات‌های متعدد ایشان با سران کشورهای همسایه که همه مسلمان هستند، بودم و همیشه یکی از بحث‌های اصلی ایشان این بوده که ما چرا با هم نباید کار بکنیم، چرا نباید با هم همکاری داشته باشیم. چرا نباید کشورهای اسلامی‌با هم در یک مجموعه واحد مثل کشورهای اتحادیه اروپا قرار بگیرند؟ چرا نباید یک خط آهن وجود داشته باشد که از پاکستان، مسلمان‌ها بتوانند اگر بخواهند به مشهد، قم، کربلا، نجف سفر کنند. چرا ما  مسیر اتصال کشورهای اسلامی و چنین خط قطار واحدی نداریم؟ یعنی نگاه ایشان یک نگاه جهان اسلام‌شمول است، جهان اسلام‌نگر است. یعنی یک دید بلند واقعاً ایشان دارد و من حالا باز بگویم، به عنوان خاطره، در یکی از ملاقات‌ها رئیس آن کشور مربوطه خیلی با ایشان بحث کرد که چیزی به نام امت اسلامی دیگر وجود ندارد. چون تفرقه بین کشورهای اسلامی خیلی زیاد است. بعضی‌ها به سمت آمریکا رفتند، بعضی‌ها به سمت‌های دیگر رفتند. آقای دکتر پزشکیان به جد بحث می‌کردند که اینگونه نیست و گفتند اگر با هم بیشتر گفتگو بکنیم، اگر با هم بتوانیم بیشتر مراوده داشته باشیم، حتماً این بیشتر وحدت اسلامی می‌تواند دوباره احیا شود.این ناشی از اعتقاد قلبی ایشان و دیدگاه ایشان این است که وحدت جهان اسلام را می‌شود احیا کرد.

🔹این چیزی است که شاید سال‌ها یک مقداری فراموش شده بود. کشورهای اسلامی در گذشته سازمان همکاری‌های اسلامی را درست کردند.اینکه دوباره این نگاه احیا بشود، برای خود من جالب بود و این از عمق نگاه و در حقیقت ایدئولوژی شخصی ایشان می‌آید که در سیاست خارجی ما تاثیر داشت. ایشان به شدت معتقد به گفت‌وگو هستند. سفری که ایشان به عراق داشتند، در منطقه کردستان عراق که رفتیم، ایشان چون قادر بود با زبان کردی هم با اطرافیان ارتباط برقرار کند، خیلی مورد استقبال واقع شد. و واقعاً اصلاً روابط ما را با آن منطقه، یک تکانه اساسی داد. عین همین در آذربایجان صورت گرفت. وقتی که ایشان سفر رفتند، اصلاً روابط ما که همیشه یک روابطی با فراز و نشیب بوده و مشکلاتی پیش می‌آمد، در سفر ایشان اصلاً از این رو به آن رو شد. به خاطر ارتباط کلامی‌که ایشان با رئیس‌جمهور آذربایجان برقرار کردند.

🔹حالا به عنوان نمونه بگویم، در زمان جنگ چهل روزه، یک مشکلی پیش آمد که یک مشکلی پیش آمد که روابط را مقداری تلخ کرد. یک تلفن آقای دکتر پزشکیان به رئیس‌جمهور آذربایجان کامل ورق را برگرداند و اصلاً صحنه عوض شد. این موارد اعتقاد ایشان را راسخ تر کرده که واقعا از طریق گفتگو و تعامل می‌شود به دستاوردهایی رسید که از طریق تنش و دعوا و بداخلاقی این‌ها نمی‌شود، رسید. واقعاً به نظر من، از این جهت ایشان نظریه‌پرداز سیاست خارجی هم شده است.

🔹جنگ دوازده‌روزه ارتباط ما را با همسایگان به شدت گسترده‌تر و قوی‌تر کرد. همه همسایگان ما در آن جنگ حمله رژیم صهیونیستی را محکوم کردند و با ما همراهی و از مردم ایران حمایت کردند. در جنگ چهل روزه یک مقدار فضا متفاوت شد. علتش هم حضور آمریکا در این جنگ بود که برای بعضی از کشورها ملاحظاتی را ایجاد می‌کرد.

🔹بعد که جنگ به منطقه گسترش پیدا کرد، طبیعتاً از اساس رابطه ما با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس وارد یک فاز جدید تنش‌آلودی شد.ما همچنان با بقیه کشورهای همسایه‌مان در منطقه آسیای مرکزی، منطقه قفقاز، ، افغانستان و پاکستان،ترکیه و عراق، همچنان رابطه‌مان خوب بود. اتفاقاً کمک‌های بسیار قابل توجهی در ارائه برخی از کالاهای مورد نیاز کردند.
اجازه به ایرانیان در راه‌مانده که از مسیر آن‌ها به کشور برگردند، خیلی همکاری داشتند. حتی برخی از هواپیماهای ما از مسیرهای آن‌ها وارد شدند و به لحاظ سیاسی هم ابراز همدردی کردند، پیام تسلیت دادند، پیام تبریک برای رهبر جدید دادند.ما همچنان رابطه خوب خودمان را با این کشورها حفظ کردیم.

🔹در حاشیه جنوبی خلیج فارس اوضاع دگرگون شد، طبیعی هم هست. روزهای اول به شدت روابط تیره شده بود. بعد به تدریج از همان اواسط جنگ و بعد در طول آتش‌بس، ما با برخی از این‌ها شروع به مراوده  و احیای کانال‌های ارتباطی که داشتیم، کردیم. با بعضی از این‌ها خیلی خوب جواب داده است. نکته مهم این است که در اثر این جنگ، کشورهای منطقه اصولاً نگاهشان به ساختار امنیتی منطقه تغییر پیدا کرد. در نگاه قبلی اتکا به نیروهای خارجی برای تأمین امنیت وجود داشت.

🔹جنگ اخیر نشان داد که نیروهای خارجی و پایگاه‌های خارجی نه‌تنها نتوانستند امنیت بیاورند، بلکه به مخل امنیت تبدیل شدند. یعنی آن‌هایی که این پایگاه‌ها در کشورشان حضور نداشت، اتفاقاً سالم‌تر ماندند و کمتر از این جنگ تاثیر گرفتند به نسبت کشورهایی که پایگاه‌های امریکایی داخل خاکشان بود و قرار بود از ان‌ها حمایت کنند، ولی در اصل از رژیم صهیونیستی حمایت کرد و نتوانست از این‌ها در مقابل ضرباتی که نه به خود آن‌ها، بلکه به پایگاه‌ها و منافع و تأسیسات آمریکایی در کشور آن‌ها صورت می‌گرفت، دفاع بکند. طبیعی است بالاخره آثار جانبی و خسارت‌های جانبی هم داشت که طبیعت هر جنگی است و ضمن آن شرایط جنگی که بر این‌ها تحمیل کرد.

🔹به نظر من این جنگ خیلی در تغییر رویکردهای منطقه به موضوعات امنیتی و سیاسی و نحوه همزیستی با ایران خیلی موثر بود.به نظر من الان درک دقیق‌تر و درست‌تر در کشورهای منطقه ایجاد شده که امنیت در منطقه خلیج فارس حتماً باید یک امنیت دسته‌جمعی باشد و حتماً باید ابعاد اقتصادی را هم دربر بگیرد. با ناترازی اقتصادی بین کشورهای منطقه نمی‌توان به یک صلح دائمی رسید. با ناترازی امنیتی در کشورهای منطقه نمی‌توان به یک امنیت پایدار و دسته‌جمعی رسید. نگرش‌های جدید ایجاد شده و لذا تعامل‌های ما با این کشورها هم دوباره شروع شده با نگاه جدید و با روندی که به نظر من در مسیر خوبی پیش می‌رود.

🔹یکی از این کشورها که باید اسم ببرم، کشور قطر است که رسماً نقش بسیار مهمی مهمی در کنار پاکستان ایفا کرد و وارد میانجیگری بین ما و آمریکا شد. پاکستان نقش بسیار مؤثری ایفا کرد. قطر هم از یک مقطعی وارد شد.آن‌ها هم نقش بسیار مثبتی ایفا کردند و رابطه ما با قطر الان در مرحله بسیار خوبی قرار گرفته است. ارتباطات مشابهی با دیگران هم آغاز شده است. الان نمی‌خواهم وارد جزئیاتش بشوم، ولی بسیار امیدوار هستم که رابطه ما با آینده منطقه خلیج فارس، رابطه بسیار خوبی خواهد بود و این منطقه دوران جدیدی را با رویکردهای جدیدی آغاز خواهد کرد که به نفع همه کشورها و ملت‌های منطقه خواهد بود.

🔹مقطع ریاست‌جمهوری آقای دکتر پزشکیان و وزارت خارجه بنده، مقطع بسیار سختی بوده است. ما مأموریت‌های معمولی خودمان در سیاست خارجی و در دیپلماسی اقتصادی را دنبال کردیم، ولی همزمان با موضوع درگیری‌ها در منطقه، آنچه که در لبنان و سوریه اتفاق افتاد و بعد جنگ دوازده‌روزه، اغتشاشات دی ماه و دخالت های خارجی و جنگ چهل روزه، دوران پرتلاطمی را رقم زد که در کنار آن، مذاکرات شکل گرفت. مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا صورت گرفت، و بعد مذاکرات اخیر که منجر به یک یادداشت تفاهمی‌شد.

🔹همه این‌ها یک سیاست خارجی بسیار شلوغ و سخت و پر از فراز و نشیب را ایجاد کرد. در این مسیر آقای دکتر پزشکیان کاملاً همراه بودند و از ما حمایت کردند. یکی از ویژگی‌های ایشان به نظر من، ارائه یک جور استقلال به سیاست خارجی است و این ناشی از اعتمادی است که به مدیران خودشان دارند و اعتمادی که به مدیریت سیاست وزارت خارجه داشتند. ایشان برای کار در سیاست خارجی برای ما دست باز قائل بودند فقط از ما خواستند که حرکت ما در چارچوب تدابیر رهبری، دیدگاه‌های خود ایشان و منافع ملی کشور باشد.

🔹 انتظارات ایشان در این شرایط سخت، به طور مشخص تلاش برای کاهش تنش و ایجاد گفت‌وگو و برقراری مذاکره در جهت منافع کشور و حل‌وفصل به‌موقع اختلافات در زمان جنگ و خاتمه جنگ،  متمرکز بوده است. شاید از توصیه‌های همیشگی ایشان در هر جلسه دولت یا در هر جلسه‌ای که در طول جنگ داشتیم، همین بوده که وزیر خارجه در این جهت قدم بردارد.

🔹ما تا دو هفته اول جنگ، هیچ درخواستی برای آتش‌بس از طرف آمریکا نداشتیم. برخی از کشورها درخواست می‌کردند که میانجیگری بکنند.پاسخ ما به همه آن‌ها روشن بود و پاسخ این بود که رئیس‌جمهور به آن اعتقاد داشتند که ما آتش‌بس نمی‌خواهیم، ما خاتمه جنگ را می‌خواهیم. نمی‌خواهیم جنگ دوازده‌روزه که با آتش‌بس متوقف شد ولی چند ماه بعد دوباره تکرار شد، این تبدیل بشود به یک الگو که در کشور ما مرتب تکرار بشود. بنابراین این بار با آتش‌بس مخالفیم. چرا؟چون جنگ باید به گونه‌ای تمام بشود که دیگر تکرار نشود.

🔹این موضوعی بود که ایشان هم می‌فرمودند و با بعضی از سران کشورها در آن روزها تلاش کردند تماس بگیرند. البته برقرار کردن تماس در آن روزهای اول خیلی سخت و تقریباً غیرممکن بود. ولی پیام ما همین بود.بعدا وقتی که آمریکایی‌ها از همه اهدافی که داشتند ناامید شدند، خاطرتان هست دیگر، همان روز دوم جنگ بود که ترامپ یک توییت زد در دو کلمه: «تسلیم بدون قید و شرط». در پی تسلیم (ایران) بودند، ناامید شدند؛ در پی تغییر نظام بودند، ناامید شدند؛ در پی تجزیه بودند، ناامید شدند؛ در پی اغتشاشات داخلی بودند، هر طرحی را که می‌توانستند دنبال کردند و موفق نشدند در اینکه این جنگ را بتوانند به سرانجام برسانند. نتیجه این شد که فکر می‌کنم از ۲۲ یا ۲۳ اسفند بود که درخواست آن‌ها برای مذاکره شروع شد.البته درخواست اول آن‌ها از یک متن پانزده‌بندی شروع شد که در حقیقت یک تسلیم‌نامه بود. اگر کسی یک روزی آن پانزده بند را بیاورد مقایسه بکند با این یادداشت تفاهمی‌که الان به آن رسیدیم در چهارده بند، کاملاً روشن است که ما از کجا به کجا رسیدیم.چه درخواست‌هایی داشتند و چه در عمل چه اتفاقی افتاد. در زمانی که آمریکایی‌ها درخواست مذاکره را مطرح کردند، آقای دکتر پزشکیان هم با توجه به دیدگاه همیشگی که داشتند، معتقد بودند که باید به این درخواست‌ها توجه کرد و ما راهی را برای خاتمه جنگ از همین طریق بتوانیم پیدا کنیم.

🔹این منجر شد به اینکه در جلساتی که بود، مسیر به سمت گفتگو و بررسی پیشنهادات مختلف پیش رفت. از یک مقطعی ما پاکستان را به عنوان میانجی وارد کردیم و بعد همین‌طور کار جلو رفت تا بعد از سه ماه ما به یادداشت تفاهم رسیدیم.تقریباً بیست‌ودوم یا بیست‌وسوم اسفند که اولین پیام‌ها آمد تا یادداشت تفاهمی‌که روز بیست‌وپنجم خرداد امضا شد.

🔹سه ماه ما مذاکرات با فرازونشیب‌های بسیار زیاد داشتیم.در همه این مسیر واقعاً آقای دکتر پزشکیان حامی اصلی ما بودند، حامی اصلی تیم مذاکره‌کننده بودند که ریاست آن را آقای دکتر قالیباف بر عهده داشتند. ولی واقعاً حمایت سرسختانه ایشان و مقابله با ایده‌های دیگری که وجود داشت و موانعی که وجود داشت، به نظر من مهم‌ترین عاملی بود که ما توانستیم به این تفاهم برسیم. به جرات می‌توانم بگویم که ایشان نقش بسیار مهمی داشتند و هدایت کردند. البته جناب آقای دکتر قالیباف هم به همین ترتیب، ولی آقای رئیس‌جمهور با عنوان مسئولیتی که به عنوان رئیس‌جمهور در سیاست خارجی دارند، این قضیه را با اشراف کامل دنبال می‌کردند. در همه جلسات شخصاً حضور داشتند. در جلسات کمیته‌ها هم حضور می‌داشتند، به ابتکار خودشان تشریف می‌آوردند، نظارت می‌کردند و هدایت می‌کردند جلسه را به آن سمتی که انتظار داشتند برود. من معتقدم ایشان حضورشان در سیاست خارجی حضور مؤثری بود.

🔹انتخاب آقای دکتر قالیباف به پیشنهاد آقای رئیس‌جمهور بود. حتی در صورت‌جلسه‌ای که تهیه شد، ایشان اصرار کردند که باید اسم آقای دکتر قالیباف به عنوان مسئول مذاکره بیاید تا ایشان امضا بکنند. چون حالا شاید آقای دکتر قالیباف تواضع به خرج می‌دادند و می‌گفتند حالا مثلاً اصلش تصمیم‌گیری بشود، اصل مذاکرات و بعد در مورد مذاکره‌کنندگان صحبت شود. ایشان گفتند من با مذاکره به شرطی که آقای دکتر قالیباف حضور داشته باشند، موافق هستم و وزارت امور خارجه که طبعاً خواهد بود و وظیفه خود را انجام خواهد داد. در کنارش به نظرم ایستادگی و جنگندگی آقای دکتر قالیباف در جلسات، این دو تا همدیگر را تکمیل کرد. ما هم که به عنوان وزارت امور خارجه وظیفه خودمان را انجام می‌دادیم. لذا یک تیمی‌شکل گرفت، به نظر من در سطح کلان، خود رئیس‌جمهور، آقای دکتر قالیباف و وزارت امور خارجه که توانست این کار را به نتیجه برساند.

🔹آقای دکتر، صرف‌نظر از اینکه به کدام جناح سیاسی تعلق دارد یا با کدام جناح سیاسی شناخته می‌شود، به نظر من یک فرد بسیار اصولگراست. ایشان فرد اصلاح‌طلبی در اصلاح وضعیت‌های موجود هستند و در پایبندی به اصول هم اصولگرا هستند.واقعاً ایشان را یک فرد کاملاً اصولی دیدم و پایبندی به اصول دارد به گونه ای که از آرمان‌های انقلاب اصلاً کوتاه نمی‌آید، نسبت به اجرای تدابیر رهبری اصلاً مماشات نمی‌کند و نسبت به پیگیری حقوق مردم و منافع ملی اصلاً کوتاه نمی‌آید. یعنی در این جهت‌ها واقعاً اصولی است. نگاهش به نیروهای مسلح، نگاه کاملاً واقعی و مبتنی بر واقعیت است.

🔹ایشان ایمان دارد به این‌که نیروهای مسلح باید تقویت بشوند؛ یعنی به عنوان وظیفه دولت در پشتیبانی از نیروهای مسلح، این را به عنوان یک وظیفه سازمانی تلقی نمی‌کند، بلکه به عنوان یک اعتقاد خودش که باید حتماً نیازهای نیروهای مسلح، خصوصاً معیشت پرسنل نیروهای مسلح، باید تأمین بشود تا امنیت کشور فراهم بشود. بارها دیدم روی این جهت‌ها دقیقاً اصرار کرده است و هیچ کوتاهی نکرده است.

🔹اصولاً نگاهشان نگاه مردمی و نگاه جامعی هم هست.این روزها همه از مردم صحبت می‌کنند، ولی منظورشان یک بخشی از مردم است ولی خودشان را سخنگوی کل مردم قلمداد می‌کنند. آقای دکتر پزشکیان نگاهش کاملاً جامع است و همان‌قدری که به آن مردمی‌که در میدان‌ها هستند توجه دارد، به مردمی هم که احیاناً در میدان‌ها نیستند توجه دارد و خودش را موظف می‌داند که معیشت همه مردم ایران را تأمین بکند و برای همه مردم ایران کار بکند؛ برای امنیتشان، برای آموزششان، برای درمانشان، مسائل اقتصادی‌شان، فرهنگی‌شان و واقعاً غصه مردم را می خورد. من بارها از ایشان کلماتی را شنیدم که شاید خودشان راضی نباشند که بگویم، که چگونه به‌خصوص در طول جنگ غصه مردم را خورد. آقای دکتر  از دلش صحبت می‌کند و ادبیات خاص خودش را دارد. واقعاً هیچ کسی نیست، از دوست و دشمن، که به اخلاصشان شک بکند. یعنی آن‌هایی هم که ممکن است برخی دیدگاه‌هایشان یا سلیقه‌هایشان را قبول نداشته باشند، ولی همه اعتراف می‌کنند که ایشان اخلاص دارد و وقتی صحبت می‌کند با دلش صحبت می‌کند. خیلی هم درگیر و بند اختیارات سیاسی و به قول خودش پروتکل‌ها و این‌ها هم نیست. خیلی راحت صحبت می‌کند و به همین دلیل هم با مردم راحت رابطه برقرار می‌کند.

🔹من از آن مجموعه رهبری که برگشتم، اولین دغدغه‌ام این بود که غیر از خود رهبری که همه ما نگران ایشان بودیم، من نگران خود رئیس‌جمهور بودم که آیا در این حمله، چون این دو تا هم در یک مجموعه بودند، آیا خدای نکرده به ایشان هم آسیبی رسیده یا نه؛ که فکر می‌کنم همان شب بود که مطلع شدیم که ایشان  سالم هستند.

🔹شرایط روز اول، شرایط بسیار سختی بود. ما یک مجموعه اقداماتی را باید به عنوان وزارت خارجه انجام می دادیم که بلافاصله وارد شدیم؛ بیانیه‌ای که صادر کردیم، نامه‌هایی که به سازمان ملل نوشتیم، تماس‌هایی که من با خیلی از کشورهای منطقه برقرار کردم و یک زمینه ایجاد کردیم، برای حقانیت مردم ایران و مظلومیت مردم ایران و دفاعی که صورت خواهد گرفت. اولین اخطار را ظهر همان روز به کشورهای منطقه دادم. با وزرای خارجه تماس گرفتم و گفتم که با توجه به نحوه حمله‌ای که به ما توسط آمریکا صورت گرفته،  ما پایگاه آمریکایی را در منطقه که متأسفانه در خاک کشور شما قرار دارد، مورد هدف قرار خواهیم داد؛ ولی بدانید که هدف شما نیستید، هدف آمریکا هست و پایگاه آمریکایی در خاک شماست. البته انتظارش را نداشتند، اعتراض هم داشتند و بعد تا مدت‌ها ما این کشمکش را با کشورهای منطقه در این خصوص داشتیم.

🔹به نظر من دوره پساجنگ سیاست خارجی ایران به صورت کامل متفاوت از دوره قبل از جنگ خواهد بود، به یک علت بسیار مهم؛ اینکه تصویر یا تصور ایران ضعیف به طور کامل از بین رفته است. ما تا قبل از جنگ، به خاطر مسائلی که اشاره کردم در منطقه رخ داد، در داخل ایران و مسائل دی ماه رخ داد، مشکلات اقتصادی، همه این‌ها به‌تدریج باعث شده بود که یک تصوری در بسیاری از کشورهای دنیا شکل بگیرد که ایران الان ضعیف است.همین تصور غلط باعث شد که حمله صورت بگیرد، چون فکر می‌کردند که ایران ضعیف شده و چند روزه می‌توانند از بین ببرند. بعد از چهل روز مقاومت، این تصور ایران ضعیف تبدیل شد به تصور یک ایران سرسخت. ایران مقاوم. ایرانی که می‌تواند در سخت‌ترین شرایط بایستد.

🔹 در همه این شرایط، وزارت خارجه صدای بلند مردم ایران بود؛ در قالب مصاحبه‌هایی که یا سخنگو می‌کرد یا مدیران ما می‌کردند یا حالا خود بنده انجام دادم که با اعتمادبه‌نفس کامل، در اوج بمباران‌ها صحبت می‌شد، مصاحبه می‌شد و صدای مردم ایران را به دنیا اعلام می‌کرد و سرسختی ما را نشان می‌داد و مقاومت ما را اعلام می‌کرد. این واقعاً کار بسیار بزرگی بود که انجام شد.

🔹رهبر شهید و آقای پزشکیان، آن‌قدری که من در جریان بودم و می‌دیدم، یک رابطه بسیار نزدیک عاطفی داشتند. آقای پزشکیان واقعاً به رهبر شهیدمان عشق داشت و کاملاً با ایشان همراه بود. در جلسات مشترک که حضور داشتم، می‌دیدم که رهبر شهیدمان هم با احترام و هم با عاطفه نسبت به آقای رئیس‌جمهور صحبت می‌کردند و در موارد خاص و در تصمیم‌های کلان، نظر ایشان را حتماً دخیل می‌کردند. حتی در یک موردی که حالا جزئیات آن را نمی‌خواهم بگویم، تصمیم گرفته شده بود و ایشان فرموده بودند که حتماً این تصمیم با رئیس‌جمهور چک بشود و نظر ایشان تأمین بشود و اتفاقاً رئیس‌جمهور نظراتی داشتند که یک مقدار متفاوت بود و ایشان آن نظرات را در نظر گرفتند. واقعاً یک تعامل خیلی نزدیک و در عین حال معقول، منطقی بین رهبر شهیدمان و آقای دکتر پزشکیان وجود داشت.البته هر جا هم که لازم بود، آقای دکتر پزشکیان تبعیت می‌کردند. به هر حال، ما همه ما در مقام تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و در مقام مشورت، دیدگاه خودمان را اعلام می‌کنیم، ولی وقتی تصمیم گرفته می‌شود، دیگر همه تابع همان تصمیم هستیم و در همان جهت حرکت می‌کنیم


🔹آقای رئیس‌جمهور برای رفع شکاف و فاصله بیشتر از هر چیز دیگری تلاش کرده است. ایشان به شکاف تفکری در داخل جامعه توجه دارد و بسیار مراقب هستند که جامعه دوقطبی نشود.جامعه در مسائل اصلی کشور دچار تفرقه نشود. لذا دیدید که شعار اصلی ایشان، کلمه کلیدی مورد استفاده ایشان چیست؟ وفاق. یعنی همیشه دنبال این است که این شکاف داخل سیستم ایجاد نشود، چرا که که شکاف تفکری است و امکان دارد به شکاف جدی و درگیری و منازعات سیاسی بسیار مخرب منجر شود که نتیجه‌اش عقب‌ماندگی در خیلی از حوزه‌ها است. این دغدغه اصلی ایشان است. من دیدم در این زمینه ازخودگذشتگی دارد. این را واقعاً صادقانه می‌گویم. در بسیاری از موارد اختلاف مثلاً بعضی‌ها می‌آیند می‌گویند فلانی این‌جور شده، فلانی این‌جور شده و همان عبارات خاص خودش را می‌گوید: ولش کن بابا. بی‌خیال این حرف‌ها مهم نیست مهم این است که ما با هم کار کنیم. به سهم خودش جاهای مختلف رفته و با افراد مختلف وارد گفتگو شده است و حتی این را می‌توانید در به‌کارگیری آدم‌ها از جناح‌های مختلف ببینید که  هیچ‌وقت دریغ نکرده است. یعنی جناح برایش مهم نبوده، اینکه آن طرف لیاقت این کار را دارد یا نه برای ایشان مهم است. حتماً شما می‌توانید مثال‌هایی را پیدا کنید از آدم‌هایی که به‌کار گرفته و به شدت مورد اعتراض واقع شده توسط مثلاً حتی هم‌جناحی‌های خودش.
واقعاً ایشان به اصل وفاق که کلمه کلیدی است اعتقاد دارد و این وفاق فقط بین اقوام و جنسیت و این‌ها نیست؛ بین نحوه تفکر و نگرش جامعه است. به نظر من جامعه از این جهت خیلی مدیون ایشان است که ازخودگذشتگی کرده تا بتواند وفاق را ایجاد بکند و جامعه یک‌دست حرکت بکند. بزرگ‌ترین مصیبت جامعه، دوقطبی‌هایی است که بیشتر کاذب و بعضی وقت‌ها واقعی ایجاد می‌شود و ما نتوانستیم کنترل بکنیم و صدمه شروع شده است.

🔹چارچوب سیاست خارجی ما بر اساس یک ایران قوی و ایران با اعتمادبه‌نفس و مسلط به اوضاع شکل خواهد گرفت.یعنی از الان به بعد تصویری که از ایران مردم دنیا به آن رسیده‌اند و در عمل هم خواهند دید، تصویر یک سیاست خارجی مقتدر، قوی، با صلابت، به دنبال منافع ملی، به دنبال حقوق مردم ایران و به دنبال سرافرازی مردم ایران است. این به نظر من بزرگ‌ترین مشخصه سیاست خارجی ما است.

🔹در دوره جدید، من این را به همه
همکارانم هم گفتم که مراقب باشید که شما الان دیگر نماینده ملتی هستید که یک ابرقدرتی را شکست داده است. بنابراین سرتان را بالا بگیرید. پرچم ما بالاست. با سر بلند، با زبان بران باید با دنیا صحبت کرد و حق مردم ایران را گرفت و چهره یک ایران قدرتمند را به دنیا نشان داد.
ببینید وظیفه دولت تأمین نیازهای مردم است.همه نیازها هم که در داخل تولید نمی‌شود، ناچاراً باید وارد بشود.

🔹وظیفه سیاست خارجی هم این است که مسیرهای واردات کالا را هموار بکند، بازارهای جدید پیدا بکند، فضاهای سیاسی لازم را ایجاد بکند که بشود این کالاها به کشور وارد بشود. در دوران جنگ، هم به خاطر خود جنگ و هم به خاطر محاصره دریایی که صورت گرفت، این کار با سختی و مشقت بیشتری انجام می‌شد، ولی انجام شد و ما نیازهای کشور را واقعاً تأمین کردیم. البته کمبودهایی هم طبیعتاً هست. هر جنگی با خودش مشکلاتی را به همراه دارد. طبیعتاً افزایش قیمت داشتیم، طبیعتاً کمبودهایی در بعضی جاها بود، ولی به نظر من دولت کارنامه بسیار خوبی را از خودش در تأمین معیشت مردم و نیازهای اقتصادی مردم. به جا گذاشت.

🔹من شاهد بودم که همه وزارتخانه‌های ما، به‌خصوص وزارتخانه‌های اقتصادی، واقعاً جان و دل مایه گذاشتند و سعی کردند که در این شرایط سخت، وظیفه خودشان را انجام بدهند. به طور مشخص، تصمیم گیری صلح و جنگ در قانون اساسی ما کاملاً روشن است. ما کار خودمان را، همین‌طور که عرض کردم، بر اساس یک فکر و عقلانیتی که عقلانیت مجموعه نظام بوده انجام دادیم. بقیه دستورالعمل‌هایی که به ما داده شده، وزارت امور خارجه‌ها در همه دنیا تابع دستورالعمل‌هایشان هستند. به اصطلاح، هیچ وزیر خارجه و هیچ دیپلماتی از خودش کاری را انجام نمی‌دهد؛ همیشه بر اساس دستورالعمل‌هایی است که به آن‌ها داده می‌شود. در یک محدوده‌هایی اختیاراتی دارند، ولی در مسائل کلان و موازنه کشور، جای دیگری تعیین می‌شود و وزارت خارجه هم مجری است و باید آن‌ها را عمل بکند. این چیزی بود که در الان هم رخ داده و ما در چارچوب وظایفمان و در چارچوب اختیاراتمان حرکت کردیم. ولی مسلم بدانید که وزارت امور خارجه وظیفه و ماموریت خود را به خوبی بلد است و می داند که چگونه باید حرکت کند.